بازار میلگرد در سال های اخیر وارد یکی از حساس ترین مقاطع خود شده است. از یک سو کاهش قدرت خرید و رکود ساخت وساز باعث افت تقاضا شده و از سوی دیگر افزایش هزینه های تولید، محدودیت های انرژی و نوسانات ارزی فشار صعودی شدیدی به قیمت ها وارد کردهاند.
بازار میلگرد در سال های اخیر وارد یکی از حساس ترین مقاطع خود شده است. از یک سو کاهش قدرت خرید و رکود ساخت وساز باعث افت تقاضا شده و از سوی دیگر افزایش هزینه های تولید، محدودیت های انرژی و نوسانات ارزی فشار صعودی شدیدی به قیمت ها وارد کردهاند. همین تضاد باعث شده بسیاری از فعالان بازار بین دو سناریوی «رکود قیمتی» یا «جهش ناگهانی» بلاتکلیف بمانند نتوانند پیش بینی قیمت آهن و میلگرد را بررسی کنند .در این مقاله به صورت دقیق بررسی میکنیم کدام نیروها می توانند بازار میلگرد را به سمت سقوط یا جهش هدایت کنند.
تقاضای واقعی ساختمان
بازار میلگرد بدون تقاضای ساخت وساز عملاً قفل می شود. در دورههایی که صدور پروانه های ساختمانی کاهش پیدا میکند، پروژههای جدید کلید نمیخورند و سرمایه گذاران وارد بازار مسکن نمی شوند، مصرف میلگرد افت می کند و قیمت ها وارد فاز رکودی میشوند.
اما این رکود پایدار نیست. تجربه بازار نشان داده هر زمان پروژههای متوقف شده مجدداً فعال میشوند یا دولت بسته های تحریک ساختوساز ارائه می دهد، تقاضا به صورت انفجاری به بازار بازمی گردد و قیمتها در مدت کوتاهی جهش پیدا می کنند. به همین دلیل رکود تقاضا اغلب بهجای کاهش بلند مدت قیمت، بیشتر نقش «فنر فشرده» را ایفا میکند.
نرخ ارز
تقریباً تمام نهاده های تولید فولاد به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به ارز وابسته اند؛ از الکترود گرافیتی و فروآلیاژها گرفته تا قطعات یدکی و تجهیزات. هر موج افزایشی در دلار، به سرعت در هزینه تولید میلگرد منعکس میشود.
نکته مهم این است که حتی اگر تقاضا در رکود باشد، افزایش نرخ ارز اجازه نمی دهد قیمت میلگرد به طور واقعی سقوط کند. در چنین شرایطی بازار وارد رکود تورمی می شود؛ یعنی معاملات کم میشود، اما قیمتها هم زمان میل به رشد دارند.
محدودیت انرژی
قطعی برق تابستان و محدودیت گاز زمستان، ضربه مستقیم به تولید فولاد وارد می کند. وقتی کارخانه ها با کاهش ظرفیت یا توقف خطوط نورد مواجه می شوند، عرضه میلگرد به سرعت کم میشود و حتی با تقاضای محدود نیز بازار وارد فاز کمبود می شود.
در این شرایط، قیمت ها معمولاً به صورت ناگهانی جهش میکنند. بسیاری از جهش های چند ده درصدی میلگرد در سال های اخیر دقیقاً ه مزمان با بحران انرژی رخ دادهاند. این عامل یکی از خطرناک ترین متغیرها برای بازار است، چون غیرقابل پیش بینی و شوک آور عمل میکند.
بورس کالا؛ ترازوی تعادل یا شتاب دهنده قیمت؟
بورس کالا نقش مهمی در شفاف سازی قیمت دارد، اما در دورههایی که عرضه ها کاهش پیدا می کند یا رقابت خریداران شدید میشود، بورس خود می تواند به شتاب دهنده جهش قیمتی تبدیل شود. رقابت روی سهمیه های محدود، قیمت پایه را به سرعت بالا می برد و بازار آزاد نیز از آن تبعیت می کند.
از طرف دیگر، اگر عرضه ها منظم و کافی باشد، بورس می تواند مانع از رشد هیجانی قیمتها شود و بازار را به سمت تعادل هدایت کند.
هزینههای تولید و حمل
قیمت تمام شده تولید میلگرد شامل سنگ آهن، انرژی، دستمزد، حمل ونقل و استهلاک تجهیزات است. این هزینهها در سال های اخیر بهصورت پیوسته افزایش یافته اند و باعث شده «کف قیمتی» میلگرد بالا بیاید.
یعنی حتی اگر بازار در رکود کامل باشد، قیمت میلگرد نمی تواند به زیر این کف واقعی سقوط کند. به همین دلیل بسیاری از کاهشهای مقطعی بازار بسیار کوتاه مدت و اصلاحی هستند، نه ریزش واقعی.
جمعبندی نهایی: رکود یا جهش؟
بازار میلگرد امروز در نقطه ای ایستاده که دو نیروی متضاد هم زمان فعال اند:
رکود تقاضا قیمت را مهار می کند
اما دلار، انرژی و هزینه تولید فشار صعودی شدیدی وارد می کنند
نتیجه این تضاد معمولاً «رکودهای کوتاه مدت با جهش های ناگهانی» است. به همین دلیل ریزش سنگین و پایدار قیمت میلگرد بعید است، اما جهش های مقطعی کاملاً محتمل اند بهخصوص در فصلهای اوج مصرف یا دوره های بحران انرژی.